تبليغاتX
پسر آبانی

پسر آبانی

داره میره...

حسش میکنی

حال و هواشو میگم.

حال و هوای خاصی داره...

صدای پاشو که روی برگای زرد راه میره میشنوی؟

سرد میشه هواش ولی سرماش دوست داشتنیه

زرد میشه برگاش ولی زردیش دوست داشتنیه

خیس میشه چشماش...

گریه اش هم دوست داشتنیه

داره میره که برسه به اوجش...

به قلبش...

به عشقش...

آبان

میشه حسش کرد

اگه عاشق باشی...

و میشه درکش کرد

که عاشقه

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 21:23 توسط پسر آبانی| |

آرامش...

یادمه یه وقتایی

عاشق این بودم شبها بشینم پشت ماشین گازشو بگیرم

برم توی شهر و بچرخم و صدای ضبطم رو تا اخر بالابزنم

تنها بودم همیشه چون اینطور دوست داشتم

یادمه عاشق این بودم که ردیف اول پشت چراغ قرمز وایسم

وبا ماشین کناری کل راه بندازم و یه کورس حسابی باهاش

بذارم وقتیکه می دیدم یه پسرهم تیپ خودمه و ماشینش

مدل بالاتره میدونستم کارم سخته امانترس بودم وانرژی

وشور نشاط داشتم.

دستی رو میکشیدم و میزدم دنده و گاز ماشین رومیگرفتم

یه نیم نگاهی به طرف میکردم، خودش میفهمید که میخوام

چیکارکنم. دوست داشتم خیابون شلوغ بودتا دست فرمونمو

به رخش بکشم و بایه لایی حسابی همه رو پشت سربذارم

یادمه گاهی با دوستام میرفتم و کلی بگو بخند راه

می انداختیم

لباسم روی زمین توی اتاقم نمی موند ومادرم همیشه

بهم میگفت که خیلی مرتبم

همه کارامو سروقت انجام میدادم وهرچی کار بیشتر میشد

قدرتم برای انجامشون بیشتر میشد

آره یادمه یادمه که آرامش داشتم و سرحال بودم و

باعث میشدم که دیگران رو سرحال کنم

آره یادمه...

اما....................................................

حالاچی شدم؟

هنوزم عاشق ماشین سواری توی شبهای شهرمون هستم

امادیگه نه مثل قبل دیگه نمی خوام گاز ماشینو بگیرمو

باسرعت بالا برم دیگه نمی خوام صدای ضبطم رو تا اخر

بالابزنم.

یه موسیقی بی کلام آروم  وسرعتم رواز 60 تا 80 تا گاهی

100تای قبلی رو به 20تا 40 تا نهایتا60 تابرسونم و

توی شهری رانندگی کنم که بیشتر از چندماشین

توی خیابوناش نباشه

هیچ چراغ قرمزی نباشه وهیچ نگاهی که معنی

شروع یه کورس خیابونی رو بده چون دیگه انرژی

 و نشاط قبل رو ندارم.

دوست دارم فقط تنهاباشم توی خودم دیگه نه دوستی

 باهام باشه نه آشنایی

تنهای تنها...

آره این منم

که هیچ رغبتی برای مرتب کردن لباسهای روی زمین پهن

 شده اتاقم ندارم

منی که دیگه مرتب نیستم

که حتی انجام یه کار کوچیک برام سخته وکارام روی هم

انباشته میشه

که دنبال کسی هستم که سرحالم کنه وبرای سرحال

 کردن دیگران انرژی ای ندارم

آره این منم که اینقدرناآرامم و درپی آرامش میگردم

واین منم که از دنیا ومردمش بخاطرنامردمی ها دلگیرم

وقتیکه بی پاسخ ماندن فریادهای عاشقانه رو میبینم

دلم یه بارون پاییزی میخواد بارونی که زیر نوازشش قدم بزنم

و به قدرترشدن صورت تمام عاشق هاکه بارون رو بهانه

ترشدن صورتشان میکنند گریه کنم تا شاید بتونم نا

مردمی ها راهضم کنم

وفریادبزنم

 

خدایا من نمی خوام این باشم...

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:32 توسط پسر آبانی| |

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست 

آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

 

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

دردلم هستی و بین من و توفاصله هاست

 

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟

(بال)وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

 

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

 

باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه مسئله هاست

فاضل نظری

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 22:43 توسط پسر آبانی| |

یه روز یه کشیش مسیحی تصمیم میگیره جهان رو تغییر بده.

تمام تلاشش رو میکنه امانمی تونه به هدفش برسه

تصمیم میگیره اروپارو تغییربده...

 اما بازم به جایی نمیرسه

باخودش میگه کشورم رو تغییربدم کافیه اما بازم نمیتونه

شهر، دهکده و حتی خانواده خودش رو هم نمی تونه تغییر بده

باخودش میگه:

من که نتونستم چیزی رو عوض کنم لااقل خودم رو تغییر بدم

وقتی خودش تغییر کرد

بعد مدتی دید خانواده اش تغییر کرده

بعد به واسطه خانواده اش دهکده اش تغییر کردو یواش یواش

شهرش دچارتغییر شد...

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 12:47 توسط پسر آبانی| |

توان گفتن آن راز جاودانی نیست!

تصوری هم از ان باغ ارغوانی نیست!

 

پراز هراس امیدم،که هیچ حادثه ای

شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست

 

زدست عشق به جز خیر برنمی آید

وگرنه پاسخ دشنام مهربانی نیست!

 

درخت ها به من اموختند:فاصله ای

میان عشق زمینی و آسمانی نیست

 

به روی آینه پرغبار من بنویس

بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

فاضل نظری

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 0:43 توسط پسر آبانی| |

اين ترم دانشگاهم رو هيچ وقت فراموش نمي كنم.

امتحانات شروع شد، به يه بچه درس خون تبديل شدم كه

بتونم همه درسام رو بانمرات خوب پاس كنم.

 به ترتيب كه نمرات رو ميزدند توي برد ديدم كه موفق شدم خيلي خوشحال بودم و

روحيه ام خيلي خوب شده بود.

 تا اينكه امتحان آخرمون رسيد كمي زودتر رفتم دانشگاه ...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 15:48 توسط پسر آبانی| |

اي همه مردم،دراين جهان به چه كاريد؟

عمرگرانمايه را چگونه گزاريد؟

هرچه به عالم بود اگربه كف آريد

هيچ نداريد اگر كه عشق نداريد.

واي شما دل به عشق اگر نسپاريد

گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد

عشق بورزيد

دوست بداريد

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 0:45 توسط پسر آبانی| |

تو كيستي،كه من اينگونه، بي تو بي تابم؟

شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم.

تو چيستي،كه من از موج هر تبسم تو

بسان قايق سرگشته،روي گردابم!

 

من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه!

چه كردبا دل من آن نگاه شيرين،آه!

مدام پيش نگاهي،مدام پيش نگاه!

 

چه آرزوي محاليست زيستن با تو

مرا همين بگذارنديك سخن باتو:

 

به من بگوكه مرا از دهان شيربگير!

به من بگو كه برو در دهان شير بمير!

بگو برو جگركوه قاف را بشكاف!

ستاره ها رااز آسمان بيار به زير؟

 

تورا به هرچه تو گويي،به دوستي سوگند

هرآنچه خواهي از من بخواه،صبر مخواه

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 0:24 توسط پسر آبانی| |
آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذ ماست بخند

آدمک خل نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

بخدا مثل تو تنهاست

بخند

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:59 توسط پسر آبانی| |

دل نداري تا دلت ويرانه باشد مثل من

                                      بر سر اين شعله چون پروانه باشد مثل من

آشنا با ناله هاي آتشينم نيستي

                                               تا دل تو مثل آتشخانه باشد مثل من

هر كه مي خواهد بگريد خون به پاي چشم تو

                                           گريه اش يك گريه مردانه باشد مثل من

مرغ يادت در دل ويرانم آخر لانه كرد

                                         شايد او هم عاشق ويرانه باشد مثل من

هر كسي را قصد كردي تا ابد در دام بماند

                                         واي بر مرغي كه فكر دانه باشد مثل من
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 13:5 توسط پسر آبانی| |